تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

14

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

ظهور پيغمبر اسلام به بعد است ؛ هيچ كتاب عربى ديگر نمىتواند از اين نظر با آن دعوى برابرى كند . تاريخ پيش از اسلام آن در حدود يك بيستم مجموع كتاب است و ما دوست مىداشتيم كه بسيارى از مطالب آن به دست ما نمىرسيد . امّا فصل نسبة مفصّل تاريخ ساسانيان و عصر ايشان كه در قسمت تاريخ پيش از اسلام گنجانيده است داراى ارزش عمده‌اى است كه ترجمهء آلمانى آن متن اين كتاب مرا تشكيل مىدهد . زيرا اين فصل تا اندازه‌اى بر مبناى گزارش‌هاى خوب عربى است كه قسمت عمدهء آن ، دست‌كم با واسطه ، از منابع بسيار مهم قديم ايرانى مأخوذ است . مطالبى كه در فصول پيش از آن دربارهء روايات اساطيرى و تاريخى ايران به طور پراكنده آمده است نيز از همان اصل و منبع است . در اين قسمت از تاريخ طبرى انتقاد مآخذ و منابع از جهتى آسان است زيرا مشرق‌زمينىها دوست دارند ، حتّى در آنجا كه مطالبى را خلاصه مىكنند ، عين عبارات و الفاظ منبعى را كه از آن نقل مىكنند بياورند . امّا از جهت ديگر دشوار است زيرا طبرى در اين قسمت از منابعى كه به طور مستقيم از آن نقل كرده است نام نمىبرد . طبرى فقط در مطالبى كه از نظر دينى مورد علاقهء او است و تقريبا شامل تمام تاريخ صدر اسلام مىگردد منابع خود را با دقّت ذكر مىكند و در غير اين صورت فقط از راوى قديم‌ترى كه از او با واسطه نقل كرده است نام مىبرد و گاهى حتى از آن نيز نام نمىبرد . « 1 » در سر تا سر تاريخ ايران از هيچ راوى نام نمىبرد مگر گاهگاهى از شخصى به نام هشام ( به مطالب بعدى مراجعه شود ) كه فقط در قسمت ديگرى از روايت به عنوان سند و حجّت شناخته شده است . تاريخ ايران از نخستين پادشاهان افسانه‌اى آن تا آخرين پادشاهان ساسانى چه در كتاب طبرى و چه در كتب هم پيوند آن نوعى يكسانى در بيان و تأليف را نشان مىدهد و اين نشانهء آن است كه دست‌كم قسمت اعظم اين تاريخ از يك منبع اصلى

--> ( 1 ) - در اينجا نيز گاهى بعضى چيزهاى غير واقعى ديده مىشود . گاهى چنان نقل مىكند كه گوئى از دهن راويان شنيده است ولى در حقيقت از نوشته‌هاى ايشان استفاده كرده است .